نفس مامان مسیحا گلی

خاطرات مامان وگل پسر

دوستت دارم

دوستت دارم اما نه به اندازه ی بارون چون یه روز بند میاد

دوستت دارم اما نه به اندازه ی برف چون یه روز آب می شه

دوستت دارم اما نه به اندازه ی گل چون یه روز پژمرده می شه

دوستت دارم به اندازه ی یه دنیا چون هیچ وقت تموم نمی شه

مقدمه

سلام به همگی خیلی دیر شروع کردم برا نوشتن خاطرات شیرینی که با قند عسلم داشتم ولی تمام تلاشمو میکنم که اتفاقای خوبی که برامون پیش اومد رو براتون بنویسم   ...
14 دی 1393
1